پديده "حامی پروری" از طريق افراد قدرتمند در پست های سياسی و اقتصادی صورت می گيرد و صاحب منصبان با شبکه های قدرت اقدام به حمايت و رشد دادن افراد مورد نظر در پست های خاص می نمايند تا در مواقع لزوم نهایت بهره برداری را صورت دهند.
مصادیق این نوع از فساد دربخش های واردات، مزايده ها، مناقصه ها، خريدهای خارجی و داخلی کلان، بخش های مرتبط با فروش منابع زير زمينی و پروژه های عمرانی به چشم می خورد.این نوع از فساد در رژیم شاهنشاهی رواج زيادی داشت و پس از انقلاب به واسطه وجود جو انقلابی در فضای محدودی به سر می برد . بعد از اتمام جنگ و شروع پروژه های بزرگ, برخی از نظریه پردازان با تحلیل هایی خاص مدعی شدند که فساد لازمه ادمه حیات دولت های در حال رشد است و فساد لازم است تا پیشرفت کنیم و عملا حیات اجتماعی کشور را که عجین شده با ارزش های نزهت گرایانه بود با رفتار های فساد آمیز مالی, پارتی بازی و خویشاوند گرایی و کارچاق کنی عجین کردند و عملا فساد به یک هجارمگو ولی قابل توجیه تبدیل شد و تئوری و استراتژی زنده باد فساد نقل همه محافل غیر رسمی اجتماعی و سیاسی گردید .گذار کشور از بحران ها و جنگ و تثبیت شرایط انقلاب برخی از مدیران را به فکر تمتع از شرایط تثبیت انداخت , دراین احوال جریانات نامانوس با روحیات انقلاب ودر تضاد با وفا داران انقلاب اسلامی بصورت سازماندهی شده اقدام به تایید روند مذکور نموده و عملا با اجرای طرح های تعدیل اقتصادی و تشکیل طبقه ای از اشراف سیاسی و با سوء استفاده از مخاطرات متصور برای نظام اسلامی اجازه هرگونه انتقاد ولو اندک را سلب نمود . ایجاد مصونیت و عدم شفافیت گردش اطلاعات باعث شد تا طبقه ای از انقلابیون و تکنوکرات های حامی و وابسته ایجاد گردد که براحتی حاضر به معامله خون جوانانی شدند که برای عزت و سربلندی مردم و جامعه ایران جان خود را ازد ست داده بودند . امنیت ملی با این تکنوکرات ها تعریف گردید و عدول از نظام نیز عدول از برخی اشخاص معین , معین شد. آبروي برخي از مسئولان و فرزندان و ایل تبارشان , مساوي آبروي نظام قرار گرفت و هرگونه تخلف آنها را به بهانه حفظ آبروي نظام لاپوشاني و كتمان کردند. همزمان اتخاذ سیاست های غیر بومی اقتصادی و سیاسی و با کپی برداری از دستورات بانک جهانی شکاف های گسترده در جامعه ایران ایجاد گردید . بگونه ای که مستضعفان جامعه همانها که امام از آنها به عنوان ولی نعمتان انقلاب یاد می کردند در بیشترین تنگناهای اقتصادی دچار شدند . ایجاد "حس محرومیت نسبی" در بخش عمده ای از جامعه نسبت به برخی از اقشار مرفه که در دوران انقلاب و جنگ رو به کاهش می رفت اینبار بصورت گسترده ای رو به افزایش گذاشت. گره زدن تمام سیاست های غلط و خطرناک عده از مدیران عالی کشور به عنوان ماهیت انقلاب, باعث ایجاد نوعی واکنش منفی نزد مردم گردید بگونه ای که این سیاست های اشرافیت محور بصورت مداوم و مکرر توسط مقام معظم رهبری مورد تذکر و عتاب قرار گرفت . رهبر انقلاب مشروعيت نظام اسلامي را در عدالتخواهي نظام دانسته و بارها نسبت به رواج اشرافيت، تجملگرائي و از همه مهمتر فساد اقتصادي در بين مديران و مسئولان نظام هشدار دادند. حماسه دوم خرداد عملا در اعتراض به همین رویکرد شکل گرفت. غافل از اینکه فردی که قرار بود تغییر ایجاد کند با هماهنگی و همراهی و برنامه ریزی همان تکنو کرات ها ی بر سر کار آمد و عملا فرصت تغییر را از مردم سلب نمود . در این دوران برخی از این تکنو کرات ها که دل در گرو حمایت های خارجی داشتند و عملا فضای جامعه شناختی کشور را در کم رنگ شدن ارزشهای اسلامی مناسب می دیدند عملا وارد فاز براندازی شده تا اندک ارزشهای باقیمانده را از بین برده و ماهیت اسلامی نظام و خصوصا ضمانت اسلامیت نظا م را نابود سازند.اما هوشیاری جریان وفادار به انقلاب اسلامی و مدیریت بی نظیر مقام معظم رهبری فرصت براندازی نظام را تبدیل به فرصت مهرورزی به مردم و بازگشت به ارزشهای عدالت خواهانه و مردم مدارانه انقلاب اسلامی نمود . در دولت دهم متاسفانه بار دیگر جریانی نفوذی با تعریف برخی از خط قرمزهای کاذب اقدام به حاشیه امن برای خود نمود حاشیه هایی که ناامیدی عدالت خواهان و حامیان اصلی دولت نهم و دهم را در پی داشت .در این شرایط انتظار عموم مردم از دستگاه قضايي اين است كه بدون كمترين مسامحه و ترحم با دزدان بيت المال برخورد كرده، اساميآنها را براي عبرت آموزي در اختيار افكار عموميقرار دهد تا ديگران نيز از اين برخورد درس عبرت بگيرند .

بايد توجه كرد كه وجود فساد در بخشهايي از حاكميت، نشان عيب و نقص كليت نظام و حاكميت نيست، بلكه آن چه نقص است، عدم برخورد قاطع با مفسدان اقتصادي دانه درشت و غارتگران بيتالمال است.
نباید از نظر دور بداریم که در حكومت امام علي(ع) نيز مسئولان فاسدي بروز كردهاند، اما مهم برخورد قاطع امام عدالت با متخلفین است .امیر المومنان نیز وقتی خبردار شد که حاکم بصره بر سر سفره ظالمان نشسته خود شخصا به بصره رفت و فرمود: ای مردم همانطور که من حاکم را بر شما انتخاب کردم من نیز او را عزل می کنم و در زمان زعامت علی کسی حق ندارد با ظالمان هم معیشت شود. ايشان در فرمان به مالك اشتر نيز تاكيد ميكنند كه با كارگزاران فاسد برخورد قاطع كن و نزد مردم آنها را معرفي كن.
قوه قضائیه باید تلاش نماید یک بار برای همیشه به شبهات و سوالات پاسخ گفته و تکلیف پرونده های مشهور را یکسره نماید. بی شک این موارد بر آبروی قوه قضائیه و نظام اسلامی خواهد افزود. نظام اسلامی نباید از وجود مفاسد در جامعه شرمسار باشد بلکه باید از عدم برخورد با این مفاسد برخود بلرزد.
از اخم دانه درشتها و تهديد مفسدان كلان اقتصادي نبايد اندكي واهمه داشت، چرا كه دست خدا و دعاي خير ملت حامي و پشتيبان مبارزه کنندگان با مفاسد است.
در پايان سنت اميرالمؤمنين را در برخورد با مفسدان يادآور ميشويم كه می فرمود
"به خدا سوگند! بيت المال تاراج شده را هر كجا كه بيابم به صاحبان اصلي آن باز ميگردانم، گرچه با آن ازدواج كرده يا كنيزاني خريده باشند؛ زيرا در عدالت گشايش براي عموم است، و آن كس كه عدالت بر او گران آيد تحمل ستم براي او سختتر است. " ( نهج البلاغه خطبه 15، ص39.)
منتشر شده در : گیل انلاین - گیلان انلاین - شما -عمارنامه-جام نیوز

30 دی سالروز وفات مهندس مهدی بازگان است . مهدی بازرگان در سال ۱۲۸۶ هجری شمسی در تهران متولد شد. سال ۱۳۰۶ شمسی، به کشور فرانسه رفت و مدت هفت سال در آن کشور تحصیل نمود.
حضور بارزگان در غرب موجبات بوجود آمدن علاقه ی شدید وی نسبت به تمدن مغرب زمین را فراهم آورد و تأثیرات عمیقی بروی گذاشت. بازرگان پس از بازگشت از غرب رسالت خود را الگوگیری از غرب با هدف نجات ایران از مشکلات و جبران عقب ماندگی های کشور دانست و تا آخر عمر بدین رسالت، وفادار ماند. بارزترین اقدام وی، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، بهره گیری از فضای باز بوجود آمده در اوان دهه چهل و تأسیس نهضت آزادی ایران بود. با حاکم گشتن اختناق در کشور، رژیم شاه فعالیت های نرم و در چارچوب قانون سلطنتی را نیز برنتابیده و سران نهضت آزادی را بازداشت نمود و بازرگان به ده سال زندان محکوم گشت. بازرگان به هنگام دستگیری و محاکمه در دادگاه گفت: "نظریات ما در مورد سلطنت هم بر رونق و دوام مقام سلطنت خواهد افزود و هم اجازه تولید نیروهای فوقالعاده ملی را میدهد... ما واقعا طرفدار و موافق آن سلطنت هستیم. پیوندی که نهضت آزادی با شریعتمداری برقرار نمودموجبات رهایی بازرگان از زندان در پی عفو ملوکانه شاه رقم زد که از نکات مبهم در خصوص ایشان است . او پس از آزادی به مدت ده سال، مبارزه سیاسی را کنار گذارد و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی به عرصه سیاسی بازگشت.
او به شدت با وقوع پدیده ای به نام «انقلاب» تحت هر شرایطی مخالف بود و همواره مردم و امام را از ادامه نهضت برحذر می داشت. وی در ملاقاتی که به همراه یدالله سحابی و توسلی با مأمور سیاسی سفارت امریکا در تاریخ 1356/3/9 داشته , چنین گفته است:
" نهضت آزادی به قانون اساسی معتقد است اگر شاه حاضر باشد که تمام موارد قانون اساسی را به اجرا در آورد ما آمادهایم تا سلطنت را بپذیریم.
بازرگان در ایام بازداشت (18/6/1357 تا 26/6/1357) درمصاحبهای که ساواک با وی انجام داده بر اختلافات خود با آیتالله خمینی تصریحمیکند و میگوید: «در حال حاضر رهبری فعالیتها از دست ما گردانندگان سابق خارجشده و جوانان هستند که با اعتقاد به مبارزه و جهاد که بیشتر از افکار خمینی الهاممیگیرند، کارها را در دست دادند.
بازرگان در اواخر مهر 57 در پاریس خدمت امام رسید و تلاش کرد تا مواضع امام را تعدیل کند. وی در حضور امام خمینی سه انگشتش را جلو امام گذاشتو گفت: آقا! ایران سه رکن دارد: شاه، ارتش و آمریکا. شما میگویید شاه برود، اولاً کجابرود؟ شاه رفتنی نیست، به فرض برود، با آمریکا و ارتش چه میکنید؟ فکر این دو رکنرا کردهاید؟ حضرت امام با تبسّم فرمودند: شما بگویید شاه باید برود، با مردم همصدابشوید، وقتی رفت، ارتش فرزندان همین مردمند، به دامن انقلاب برمیگردند، آمریکاهم گورش را گم میکند. شما غصّهی اینها را نخورید، شما موضع ملّت را بپذیرید که شاه باید برود.
بازرگان در آستانه پیروزی انقلاب و پس از ملاقات با امام در پاریس و طی جلساتی با شهید بهشتی و پس از شنیدن «نه» قاطع امام نسبت به مواضع خود، تغییر تاکتیک داده و ، پیوستن خود را ابه خط امام اعلام میدارد. یک هفته قبل از پیروزی انقلاب، بازرگان به نخست وزیری دولت مؤقت برگزیده شد و بمدت ۹ ماه به عنوان نخست وزیر مشغول به کار بود. بازرگان و همفکرانش اعتقادی به اصل ولایت فقیه نداشتند و با گذشت چند ماه از روی کار آمدن دولت موقت، اختلاف خط امام و دولت به وضوح آشکار شد.
نخست وزیر به جای عمل کردن به توصیهها و رهنمودهای دلسوزانه امام، همواره از افعال انقلابیون و امام شکایت میکرد. بازرگان از انتقادها و اعتراضهای فراگیر مردم نسبت به روشهای غیر انقلابی دولت موقت به نق زدن و چوب لای چرخ گذاشتن تعبیر میکرد و از دخالت مردم گلایه داشت. او کمیتههای انقلاب را که از متن مردم برخاسته بود، به سوسک تشبیه کرد و ملت را موجوداتی ضعیف و ناتوان خواند که دست و پا در آوردهاند در حقیقت نهضت آزادی و تمامی جریانهای شبه روشنفکری سکولار معتقد بودند که مردم تا وقتی ارزش دارند که برای رسیدن باند نهضت آزادی به قدرت تلاش و مبارزه کنند و آنگاه که حضرات بر اریکه قدرت نشستند، مردم حق هیچگونه اظهار نظری ندارند. باید مانند بره رام و آرام! همه چیز را تحویل آنها دهند و بروند و مشغول کار خود باشند! یک روز پس از فتح لانه جاسوسی بازرگان از سمت نخستوزیری استعفا داد . در اولین انتخابات مجلس، به نمایندگی مردم تهران برگزیده شد و در فراکسیون اقلیت ، مخالفتهایی را علیه جریان مدهبی مجلس ابراز نمود. وی در سخنرانی 15 مهر1360 دستگیر شدگان عضو سازمان مجاهدین خلق را نونهالانی توصیف کرد که جگر گوشگان و پرورش یافتگان امید این مملکت بوده اند، عاشق وار و یا دیوانه وار، فداکار یا گناهکار در طاس لغزنده ای افتاده اند." وی ضمن رد اتهام این که محاربان علیه نظام آمریکایی اند، اعضا و هواداران سازمان را "جوانان جانباز" خواند که نمی توان آنها را "مزدور" دانست.
بازرگان در خارج مجلس از طریق فعالیت در نهضت آزادی و نوشتن مقاله و سخنرانی و نامه های سرگشاده به مقامات در برابر برخی موکدات امام اعتراض می نمود. بازرگان پس از کناره گیری از نخست وزیری تلاش برای محو اصل رهبری در انقلاب را آغاز نمود که کتاب انقلاب ایران در دو حرکت به خوبی گویای قضاوت ایشان در خصوص رابطه و نقش نهضت ازادی در قبال انقلاب است. وی در این کتاب حرکت اول را حرکتی می داند که عمدتا در پی تلاشهای وی و هم فکرانش به وقوع پیوسته و در آن حرکت نیروهای مخالف شاه به سمت وحدت و یکپارچگی سیر می کردند. و در جالب توجه ترین بخش ، حرکت امام خمینی و روحانیت را «الحاق و اجابتی به دعوت پی گیر ملیون»می داند .
اندیشه سیاسی بازرگان:
بارز ترین اندیشه سیاسی و دینی بازرگان را می توان گرایش شدید وی به غرب توصیف نمود. بازگان نواقص زیربنایی و روبنایی غرب را نادیده می انگارد و به دنبال نوعی الگو سازی از غرب بود تا چاره ای برای عقب ماندگی ایرانیان اندیشیده باشد.
اعتقاد بازرگان به لیبرالیسم و گرایشات اومانیستی وی و تسری آن به نوع حکومت در لوای اسلام از جمله اندیشهای وی بشمار می اید
نقش پر رنگ آمریکا برای نجات ملت از استبداد قائل بود که این اندیشه در برابر اعتقاد امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه آمریکا ریشه تمام مشکلات است قرار داشت .
عدم اعتقاد به اجرای احکام اسلامی توسط حکومت و تاثیر پذیری از اندیشه های اومانیستی به تقابل با روحانیت و در راس آن امام خمینی (ره) انجامید .
روحیه خاص سازش و مخالفت علنی با مفهوم مقاومت در هر شرایطی، و عدم اعتقاد به پرداخت «هزینه» در مبارزات علیه رژیم پهلوی که باعث شد نهضت آزادی تنها در شرایط فضای باز به فعالت های در چارچوب قانون اساسی دست بزند. بازرگان پس از رهایی از زندانی که حاصل انقضای این فضا در اوان دهه چهل بود، تا مهیا شدن مجدد این فضا در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، از مبارزات دست کشید.
پس از استعفای دولت موقت ,هر چه به روزهای پایانی عمر مهندس بازرگان نزدیک میشویم روند حداقلی شدن نقش دین در اندیشههای وی شدت مییابد. و سکولاریزم را سرلوحه ی افکار خود قرار می دهد .
بازرگان همچنین به تفاسیر پوزیتیویستی از آیات قرآن پرداخت. احادیث و سیره ائمه علیهم السلام نیز از این نگاه های غیر ژرف در امان نمیماند نقد تفاسیر مهندس بازرگان از آیات قرآن ، نشانگر عدم احاطه کامل ایشان بر علوم اسلامی بویژه تفسیر میباشد. امام خمینی (ره) این نوع نگاه را "دخالت بی مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تاویل های جاهلانه" میدانستند و فرمودند ؛ نهضت آزادی و افراد آن از اسلام اطلاعی ندارند و با فقه اسلامیآشنایی ندارند .
مهندس بازرگان ، که سال 1373 جهت درمان بیماری قلبی عازم آمریکا بود، حین توقف هواپیما در زوریخ، در سن 88 سالگی وفات نمود
انعکاس : هفته نامه شما- گیل انلاین -جام نیوز-بولتن نیوز
اول آذر 1387 مطلبی با عنوان جاسوس پروری آکادامیک در وبلاگ قبلیم نوشته بودم که همان زمان در برخی از سایت ها و خبر گزاری ها و روزنامه ها انعکاس پیدا کرده بود این مطلب به فعالیت موسسه تبادل آکادمیک و دانشگاهی آلمان (DAD) در تهران و نقش ان در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران و تربیت جاسوس نخبه و روش های نوین جذبب و تربیت جاسوس پرداخته بود . البته این مطلب در موقعی نوشته شده بود که هنوز نقش گسترده اینگونه یار گیری ها در فتنه 88 نمایان نشده بود .
در فتنه 88 , فعالیت ها و تلاشهای دشمنان انقلاب اسلامی ایران بصورت واضح تر خودنمایی کرد و واکنش های مسئولان امنیتی کشور را در پی داشت . به عنوان نمونه
نقش ديپلمات هاي آلماني در اغتشاشات روز عاشورا
وي با تاكيد بر اينكه افرادي كه بعد از روز عاشورا دستگير شدند از طيفهاي گوناگون هستند اظهار داشت: يكي از آنها شبكهاي وصل به سرويس اطلاعاتي آلمان بوده كه توسط ديپلماتهاي آلماني نيز هدايت ميشدند.
وي ادامه داد: اين شبكه تعدادي از مردان و زنان جوان بودند كه از طريق همين گروههاي به اصطلاح سبز فعاليت تبليغاتي داشته و ارتباط با سايتها و عوامل خارجي داشتند كه از طريق يكي از زنان عضو اين شبكه به ديپلماتهاي آلماني وصل ميشدند كه البته در ميهمانيها و محافل خصوصي آنها نيز شركت كرده و روزانه با آنها اطلاعات و اخبار را تبادل ميكردند.
اين مقام مسئول در وزارت اطلاعات خاطرنشان كرد: ديپلماتهاي آلماني براي تحقيقات در خصوص شناسايي مقرهاي اطلاعاتي از اين افراد استفاده كرده و برخيها را براي همكاري از طريق همين كانون دعوت كرده بودند .
پاسخگويي دولت به رفتار غير ديپلماتيك سفيران خود در تهران
وي با اشاره به اسامي دو ديپلمات آلماني كه با نامهاي مستعار "يوگي و اينگو " فعاليت ميكردند؛ گفت: فيلمها و عكسهاي ارتباط اين ديپلماتهاي آلماني با زنان و مردان جوان ايراني كه خارج از شئون روابط ديپلماتيك بوده موجود است و سفارت آلمان و سفير اين كشور اروپايي بايد پاسخگوي رفتار غير ديپلماتيك خود باشند.
معاون وزير اطلاعات با تاكيد بر حضور اين دو ديپلمات آلماني در اغتشاشات روز عاشورا ، از دستگيري آنها خبر داده و گفت: اين دو ديپلمات علائم سبز همراه داشتهاند و در تحقيقات به عمل آمده از افراد دستگير شده مرتبط با اين دو ديپلمات مشخص شد كه مچبندها و تيشرتهايي كه آلمانيها حمل ميكردند در اختيار برخي ديگر از افراد كه در اغتشاشات حضور داشتند نيز قرار گرفتهاست.
دستگيري مشاور جاسوس موسوي
وي در ادامه سخنان خود با بيان اينكه با توجه به اسناد به دست آمده بنا داريم اعتراض ديپلماتيك را از طريق وزارت امور خارجه اعلام كنيم در خصوص پروندهاي ديگر از اغتشاشگران گفت: يكي از عوامل اطلاعاتي غربي يكي از لايههاي تصميمگيري خاص موسوي و از مشاورين اصلي و نزديك وي بوده كه دستگير شده است. وي به يكي از سرويس اروپايي وصل بوده كه با توجه به وسايل جاسوسي كشف شده از وي اين اطلاعات را به خارج كشور منتقل ميكرده است و بنا بر تحقيقات به عمل آمده كار وي تاثيرگذاري در ستاد موسوي بودهاست.
تيم موسوم به تيم آلمان در ستاد موسوي
اين مقام ارشد وزارت اطلاعات با بيان اينكه اين فرد پس از دستگيري اعترافاتي كردهاست ، افزود: موسوي تيمي موسوم به تيم آلمان دارد كه افراد اين تيم تحصيل كردگان در آلمان بوده و تمام خط و ربط خود را از آلمان گرفته كه هدف آنان نشر و بسط فرهنگ و مكتب آلمان در كشور است.
خبر گزاری ایلنا در تاریخ 1390/10/16 مصاحیه از جناب آقای ارسلان قرباني قائم مقام وزیر علوم در امور بین الملل منتشر نمود که ایشان در این مصاحبه خبر از امضا و نهایی شدن تفاهم نامه اجرايي با موسسه تبادل آکادمیک و دانشگاهی آلمان DAD در آینده نزدیک داده اند (خبر گزاری ایلنا )
و نکته جالبی که ایشان در این مصاحبه بدان اشاره نموده اند :
(قرباني بايادآوري همکاریهاي هاي مشابه در این زمینه با اتحادیه اروپا افزود: «همکاریهای بینالمللی یک فرآیند است که نمیشود جلوی آن را گرفت و باید به پیش رود اما موضوع مهم این است که این همکاریها باید در راستای منافع ملی باشد.» )
امیدوارم در این تفاهم نامه منافع ملی و بلند مدت جمهوری اسلامی لحاظ بشود و این نکته را از نظر دور نداریم که هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی گیرد .
جاسوس پروري آكادميك... بولتن نیوز
جاسوس پروري آكادميك... گیلان نیوز
جاسوس پروري آكاداميك.. باشگاه اندیشه
آشنايي با براندازي نرم(3) نگاهي به تربيت جاسوس در ايران ...فارس
متن مقاله جاسوس پروری آکادامیک را در ادامه مطلب بخوانید
انعکاس: صراط نیوز- جام نیوز -تعامل نیوز -عمار نامه- گیل انلاین
بلوک غرب برای مقابله با جبهه ای که انقلاب اسلامی ایران در دنیا ایجاد کرده است از تمام توان خویش بهره گرفته و در طول ۳۳ سال گذشته از هیچ کوششی فرو گذار نکرده است.
هرچند مسأله اسلام امريکايي موضوعي بود که در پيامهاي اواخر عمر امام خميني با حساسيت فراوان مورد هشدار قرار گرفت. اما در داخل عمدتاً مسأله تقابل اسلام ناب و اسلام امريکايي به حدّ نزاعهاي سياسي جناحها تقلیلداده شد. در حالي که در ادبيات امام خميني مسأله رويارويي همه جانبه امريکا و غرب در قالب تقابل اسلام امريکايي و اسلام ناب محمدي(ص) به مثابة مرکز ثقل رويارويي گستردة فرهنگي و سياسي آيندة جهان اسلام با بلوک غرب مطرح بود. آن چه در استراتژی های تمدن رو به زوال غرب و خصوصا آمریکا قابل توجه است برنامه ریزی برای انزوا و نابودی رقیب است. در طراحی رسانه های غربی اسلام به اسلام افراطی و اسلام میانه رو تقسیم بندی شده است. انها می خواهند این باور را بقبولانند که برخی مسلمانان اسلام حداکثری را برمی گزینند که دارای مشی انقلابی و جهادی و افراطی گری است و گروهی میانه روی و اعتدال و یا اسلام حداقلی را در پیش می گیرند که منحصر به عبادات و مسایل شخصی است و با سیاست و حکومت کاری ندارد.آمریکا گروههای خود ساخته القاعده و طالبان را از مصادیق مهم اسلام افراطی می داند و ایران، حزب الله لبنان و حماس را در این راستا تبلیغ می نماید.
اما اسلام میانه از نظر غرب کشورهایی مانند ترکیه و مالزی هستند که شاخصه اصلی آن ها سکولاریسم و توسعه سیاسی اقتصادی است و اسلام آن ها حالت شخصی دارد.
رسانه های بلوک غرب برای نیل به مقصود خود نوعی رویارویی و یا حداقل رقابت میان دو اسلام خود ساخته تدارک دیده اند دررویارویی از انجایی که عربستان به عنوان مبلغ تفکروهابیت که خواستگاه القاعده و طالبان است نه تنها در این رویارویی جایی ندارد بلکه از ایران در این رویارویی شبیه سازی شده است چرا که غرب تمایل دارد دوستان خود را به انحا مختلف حفظ نموده و ان تفکری را که با ان درگیر است را منزوی نماید (اصولا دلیل حمایت از القاعده و طالبان نیز این موضوع بوده است تا بتواند الترناتیوی در مقابل جمهوری اسلامی باشند )
و در مقابل از ترکیه به عنوان نمادی از یک کشور توسعه یافته در منطقه یاد می کند که نه تنها سمبل دمکراسی و توسعه اقتصادی است، بلکه نمادی از اسلام معتدل محسوب می شود. به عبارتی ترکیه به عنوان کشوری مسلمان که با تکیه بر سکولاریسم راه های توسعه و ترقی را پیموده و جایگاه خود را در منطقه تحکیم نموده، اکنون باید به عنوان الگویی موفق برای سایر کشورهای اسلامی مطرح شود.
اگر بخواهیم به عمق این استراتژی غرب در خصوص جهان اسلام و نابودی تدریجی معنا و مفهوم اسلام سیاسی پی ببریم به ناچار می بایست بصورت گذرا به جریان های فعال و بازیگر این استراتژی نگاهی بیندازیم .
وهابیت عامل اسلام خشونت گرا :
وهابیت به عنوان جنبش اسلامی، انشعابی از مذهب حنبلی، یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت است که اندیشه های آنان با هیچیک از سایر مذاهب اسلامی سازگاری ندارد. فرهنگ وهابیت بر اساس تکفیر فرق اسلامی، ایجاد تفرقه میان مسلمین و خشن جلوه دادن تعالیم اسلام، محو آثار رسالت وحی، سازش با تمام جباران و مستکبران استوار است. وهابیت، جنبش سیاسی مذهبی میباشد که از همان بدو کار خود، برای رسیدن به اهداف خود به خشونت و روشهای تروریستی متوسل شده است. بزرگترین آسیبی که وهابیها به پیکره امت اسلامی وارد کرده اند این است که همواره مسلمانان را به درگیری های داخلی تشویق و از دشمن بیرونی غافل کرده اند. آنان بر ضد شیعه , ایران و حزب الله لبنان چنان خصمانه موضعگیری می کنند که هرگز علیه صهیونیستها آن گونه سخن نمی گویند. گویی از نظر آنان دشمن اصلی اسلام، شیعیان هستند!!
پس از واقعهی یازده سپتامبر که برای مهندسی افکار عمومی دنیا طراحی شده بود ، آمریکا احساس نمود که دیگر ممکن است طالبان و وهابیت برای آنها مشکلساز شوند، پس نقشهی راه و خاورمیانهی جدید را مطرح نمود. به نظر میرسد این جنبش که با حمایت استعمار انگلیس رشد نمود و با حمایتهای آمریکا به حیات خود ادامه داد، دیگر برای آنها مصرف نداشته و آل سعود نیز خواستار جدا کردن خود از این ایدئولوژی می باشد .
مدل اسلام رحمانی ترکیه :
مدل ترکیه نوعي اسلام آمريکايي مدرن است . در اسلام سکولار ترکیه، دین اسلام هم ردیف مسیحیت و یهودیت و حتی بیدینی است. یک دین ظاهرگرای دست بسته و منفعل ویژگیهایی مانند اسلام گزینشی و فردی، تسلیم در برابر غرب و اجتناب از استکبارستیزی که هم باحجاب است و هم نماز خوان، هم در مراسم عزای امام حسین شرکت میکند، هم سپر موشکی ناتو را مسلط بر مسلمین میسازد و هم کشتی مرمره را روانهی اسراییل و هم در مقابل سوریه به عنوان یکی از محور های مقاومت علیه اسرائیل می ایستد . در طرح خاورمیانه بزرگ که از جانب آمریکایی ها مطرح شده استواشنگتن مایل است نظام سیاسی ترکیه را به عنوان الگویی جهت کشورهای خاورمیانه بزرگ اشاعه دهد قدرت گرفتن و قهرمان سازی از ترکیه، بویژه در صحنه جهان اسلام، رفتار برنامه ریزی شده و دقیقی برای تغییر نگاههای اسلامگرایانه از سوی ایران به ترکیه است.
انچه از بررسی کارکرد های این دو نوع اسلام به نظر می رسد می توان گفت که , مدافعان سکولاريسم و ليبراليسم غربي در همان ميداني به نفع بلوک غرب بازي مي کنند که متحجران و سلفي گرايان و طالبانيها.
بلوک غرب می کوشد با پیگیری توامان اسلام طالبانی،و اسلام رحمانی , اسلام ناب محمدی راکه خواستگاه ایرانی دارد را به حاشیه براند . آنچه که در اين ميان مورد هجوم هر دو گروه با انواع نامها و شعارها و روشها قرار مي گيرد همان انديشه منطقي، مترقي و انقلابي اي است که در ايران به انقلاب اسلامي انجاميد و در جهان معاصر موج بازيابي هويت اسلامي و بيداري مسلمين را پديد آورده است .
انعکاس: هفته نامه شما - رجا نیوز -گیل انلاین -عمار نامه
کلیسای خانگی حلقه مکمل فروپاشی اسلام سیاسی
به مناسبت میلاد حضرت مسیح (ع)
روزهای آغاز سال جدید میلادی و ایام ولادت حضرت عیسی (ع) است . عیسی ع پیامبری از رسولان اولوالعزم بوده , و براساس نص قرآن اکنون در قید حیات می باشد. تا روزی دیگر ظاهر گردد و به امام عصر ارواحنا فداه اقتدا نموده و در رکاب ان حضرت انقلاب جهانی موعود را حمایت کند. در سالروز میلاد حضرت مسیح (ع) مسیحیان جشن های کریسمس را به عنوان یک عید مذهبی , اجتماعی و بعضا سیاسی , برگزار می کنند . حضرت عیسی مسیح (ع) به مانند سایر پیامبران الهی ماموریت نشر توحید و جلوگیری از شرک در ابعاد فردی و اجتماعی و سیاسی داشت . مسیح مامور بود به مبارزه با حاکمان مشرک و ظالمان بپردازد و دین خدا را بر مشرکین غالب گرداند .
انعکاس :
هفته نامه شما - گیلان نیوز - جام نیوز -رجانیوز -گیل انلاین
خیلی ها با بوق و کرنا رفتارهایشان را از رسانه های مختلف تبلیغ می کنند و داد می زنند ما این کار را کردیم ما ان کار را کردیم ما فلان طوریم ما فلان موضع را داریم ما هم هستیم و ... تا نزد مردم و یا گروههای خاصی از جامعه عزیز شوند و یا حد اقل مردم گوشه چشمی به انها داشته باشند اما بعضی از عزت ها با این گونه اعمال بدست نمی اید ,چه بسا گمنامانی که خداوند عزتی که شایسته شان است به ایشان اعطا می کند , انهم توسط دشمنشان.

سلامتی سرلشکر سپاه اسلام حاج قاسم سلیمانی صلوات
سرمقاله شماره چهاردهم هفته نامه همای گیلان
از سوم اسفند ماه ۸۷ که اولین شماره هفته نامه همای گیلان منتشر شد، حدود دو سال و نیم میگذرد. نشریه ای که با هدف اطلاع رسانی و تحلیل و با دستهایی خالی و نیتی خیر راه اندازی شد.
در طول این سه سال همه سعی و تلاش خود را کردیم که در حد توانمان با همه سختیهای کار رسانه ای کنار بیاییم و بیبهانه در خدمت فرهنگ و اجتماع استانمان باشیم اما سختی های راه , نبود امکانات و فشارهای وارده که گاه تاب و تحمل را طاق می کرد و ایر معذوریت ها , باعث شد تا نشریه همای گیلان به ان صورت که انتظارش می رفت بصورت منظم منتشر نشود .
در این مدت نیز تلاش های دوست و برادر بزگوارم آقای جواد شفیعی ثابت که به عنوان سردبیر زحمات زیادی را متحمل شده و تمام مشکلات و مصائب کار انتشار بر عهده ایشان بود انتشار همین چند شماره را رقم زد .
اینجانب شناختی طولاني مدت از جواد شفیعی و فعالیت سیاسی وی, در سالهای اصلاحالات دارم که خود حدیث مفصل دارد و من شاهدم که ایشان در ان حوزه و ان سالها منشاء برکات بزرگي بود و به معناي واقعي کلمه به همراه سایر دلسوزان و اساتید در ان سنگر جهاد کرد . اکنون که با توجه به اعتمادی که استاندار گیلان , وزارت کشور و دولت به ایشان برای تصدی فرمانداری شهرستان شفت نشان داده و ایشان را به این سمت برگزیده اند لازم می دانم ضمن تبریک این انتصاب به مدیران و مسئولانی که این انتخاب را انجام داده اند از خدمات و زحمات این برادر بزگوار در نشریه تشکر و قدر دانی نمایم .
جواد شفیعی در مدت حضور در نشریه , در تبیین اصول و خط مشی های خبری تحلیلی همواره تاکید می نمود که میزان و سنجه ما ، سیره و اندیشه ولایت و رهبری جامعه است و در تمام این روزها کوشیدیم تا با عمل به این باور به مشی خبر رسانی و تحلیل منزه از اتهام پراکنی و گسترش بی اعتمادی عمل نماییم . مبانی و اصول اعتقادی ، آرمان های انقلاب اسلامی ، اندیشه های امام راحل ، منویات رهبری معظم و منافع ملی ایران ، خطوط قرمز ما بودند و یقین داشتیم ، رسیدن به شرایط آرمانی در جامعه ، جز از رعایت توامان این پنج اصل ممکن و میسور نیست .
اکنون که ایشان با تجربیاتی سترگ در حوزه های مختلف سیاسی اجتماعی و فرهگی بار مسئولیت اجرایی فرمانداری شهرستان شفت را پذیرفته اند طبق معمول این سالها جریاناتی که اکنون از جانب ملت ولایت مدار , فتنه گر خطاب می شوند و از هیچ دستاویزی برای ضربه به انقلاب اسلامی و رکن اصلی ان , ولایت فقیه دریغ ننموده اند و همراهی انان با هرانکس که از انقلاب و نظام و رهبری انقلاب زخمی بر بدن دارد , اضهر من الشمس است با دستاویز هایی مضحک به تختئه جواد شفیعی و انتخاب کنندگان وی روی اورده اند . هرچند گذاشتن چوب لای چرخ دولتی که خود را سرباز ولایت می داند و از حمایت های بی دریغ مقام معظم رهبری برخورداراست از ابتدای شکل گیری ان صورت می گرفت ولی متهم کردن به ولایت گریزی کسانی که خود با دغدغه ولایت و انقلاب جوانی خود را صرف کرده و بارها اماج تهمت ها و بد رفتاری ها و تهدید ها و ... قرار گرفته اند , نشان از بی تقوایی و تذبذب سیاسی انان دارد . یقینا این اظهارات از کسانی که به عضویت خود در حزب منحله مشارکت وارتباط با تشکیلات نهضت آزادی افتخار نموده و تریبون خود را دراختیار کسانی که رهبر خود را رجوی ملعون می دانند قرار می دهند مسموع نیست و این رفتارها به حساب نفاقشان گذاشته می شود تا دلسوزی شان برای ولایت و ایران اسلامی .
می پندارم , انچه که جواد شفیعی را برای اینان منفور قرار داده , انجام مسئولیت دردوران اصلاحات و در اوج دوران فتنه و به عنوان سرباز ولایت در جنگ نرم است .
البته رقابت های باند های قدرت و ثروت برای گزاردن چوب لای چرخ استاندارارزشی گیلان هم خالی از وجه نیست . در این مدت فعالیت نشریه که آقای جواد شفیعی عهده دار مسئولیت سردبیری بودند , همراه با فراز و فرودهایی بود که بر تلخی و شیرینی کار روزنامه نگاری می افزود و باقی مانده مکتوب ماحصل کار, خود نشان از دقت وسواس , مدیریت و خط فکری ایشان دارد .
هم اکنون لازم می دانم به سهم خود از زحماتی که ایشان طی این مدت متحمل شده و بارها به خاطر کار روزنامه نگاری دچار مضایق مختلف گردیدند تشکر و خسته نباشید گویم و ارزوی توفیق و عمل به تکلیف در سنگر جدیددر ذیل مسیر ولایت نمایم .

لینک مرتبط :
گاهی اوقات چیزهایی به عنوان تحقیق دانشجویان سر کلاس می آورند که ادم می ماند این همه نبوغ و استعداد را از کجا آورده اند .
دانشجویی تحقیقی را برایم آورده بود و در کمال اعتماد به نفس از منابع و نوع تحقیقات خود و زحمتی که برای جمع آوری آن کشیده صحبت میکرد. با ارائه اولین پارا گراف دستم آمد جریان چیست!
راستش توان کنترل خودم و نخندیدن را نداشتم بدجوری دانشجوی زرنگ ما گاف داده بود . در این دنیای بزرگ و بی سرو ته اینترنت ,دانشجوی بیچاره صاف رفته بود سراغ تحقیقی که من برایش زحمت کشیده بودم و یکی از خبر گزاریها بدون نظر من اون تحقیق رو از جایی بدست آورده و بدون درج نام من در سایت خود قرار داده بود و دانشجوی بیچاره با این تفصیل که خبر گزاری محترم احتمالا معتبر هم هست و مطلب دزدی نمی کند , تحقیق خود را از آن سایت قرض گرفته بود و بنده خدا با مطالعه زیاد به تمام اجزای آن هم مسلط شده بود .
حیفم آمد حالش را در کلاس بگیرم و نمره ندهم از پنج نمره بهش دادم دو نیم . اعتراض کرد که چرا به دیگران بیشتر داده اید و من که تحقیق به این خوبی انجام داده ام و اینگونه خوب هم ارائه داده ام نمره کمی دادید . بالاخره بعد از کلاس بهش فهماندم که چرا بهش داده ام دو نیم و اصولا مدرسین دیگرهمین نمره راهم برای مطلب دیگران نمی دهند ولی چون اینقدر بد شانس بوده ای که مطلب خودم رو برایم آورده ای و خوب هم ارائه دادی بخاطر همین این نمره را دادم .
معمولا دایره ای برای انجام تحقیق معین میکنم و از دانشجویان می خواهم که موضوعات ارائه شده الزاما تولیدی خودشان باشد ولو کوتاه و مختصر .
در ترم گذشته افتخار داشتم کلاسی را اداره کنم که یکی از بازماندگان دفاع مقدس بهمراه دختر خود از دانشجویان آن کلاس بود . و مطلبی که به عنوان تحقیق خود در کلاس ارائه داد قلمی شده مشاهداتش بود . ارائه این مطلب در کلاس با خلوص و لحنی که آقای حاجی زاده ارائه داد کفایت میکرد تا چشم های دوسه نفری در کلاس بارانی شود . هرچند از نظر آکادامیک و روش تحقیق و ... نتوان عنوان تحقیق به این نوشتار داد ولی فهم این نوشتار بسیار بالاتر از سطح درک و فهم جامعه شناسان , انسان شناسان و عالمان مطالعات انسانی است. درک و فهمی می خواهد که فراتر از فرا گیری در کتاب ها و رساله های علمی و تحقیقاتی است .
مطلب ایشان را بدون کم و کاست در ادامه خواهم گذاشت .
ناگهان صدایی شنید، صدایی مبهم...نامگذاري سال 1390 به عنوان سال جهاد اقتصادي ازسوي مقام معظم رهبري به ظن بسياري کارشناسان اقتصاد سیاسی, در بعد داخلي و هم از منظر تحولات بین المللی ، انتخابي هوشمندانه و مدبرانه بود.اما آنچه درتحقق اهداف اين نامگذاري بايد توسط قانون گذاران و مجریان مورد توجه بيشتري قرارگيرد، تامين شرایط اين جهاد است. دوري از شعار زدگي وسطحي نگري، سرعت درانتخاب وتشخيص استراتژي حركت و تدوين برنامه جامع عملياتي دراين جهاد از اهميت فوق العاده اي برخوردار است .انتخاب استراتژي این جهاد مقدس ، منوط به مشخص كردن اهداف خرد و كلان اقتصادي و اتخاذ راهبردهاي عملي براي تحقق اين اهداف است.